تبليغاتX
آگرانديسمان
تاملاتی در باب سینما
در ابتدای سکانس افتتاحیه‌ي فیلم گل‌های جنگ (The Flowers Of War، ژانگ ییمو، 2011) صحنه‌ای هست که با دکوپاژ دقیق و استادنه‌ی کارگردان زمینه‌ساز و پیش‌درآمد وقوع دلخراش‌ترین رخداد فیلم می‌شود و در عین حال در تلفیق با سایر عناصر فیلم‌نامه، مفهوم اصلی و کلیدی فیلم یعنی ازخودگذشتگی و ایثار و عشق به هم‌نوع را به بهترین شکل ممکن به مخاطب منتقل می‌کند. فیلم با نمایش صحنه‌هایی از جنگ، و فرار مردمانی وحشت‌زده از چنگ سربازانی که سر در پی آن‌ها گذاشته و تعقیبشان می‌کنند آغاز می‌شود. راوی فیلم (که در ادامه متوجه می‌شویم یکی از دخترانِ مدرسه‌ي مذهبی است) اطلاعاتی درباره‌ی جنگ و گریزی که تصاویرش را مشاهده می‌کنیم به ما می‌دهد. درست بعد از گذشت 2 دقیقه و 48 ثانیه از شروع فیلم و در پلان هشتم، کالسکه‌ای از عمق صحنه به پیش می‌آید که عده‌ای زن جوان (ما هنوز با آن‌ها آشنا نشده‌ایم اما در ادامه معلوم می‌‌شود زنان ساکن در روسپی‌خانه‌ي نانجینگ-جایی که وقایع فیلم در آن‌جا رخ می‌دهد- هستند) مثل بقیه سوار بر آن در حال فرار هستند. در این پلان و در یک نمای اکستریسم کلوزآپ و فوق‌العاده آهسته، بخش بالایی یک ساز زهی (Pipa، از سازهای باستانی و سنتی چین که تاریخچه‌ای دو هزار ساله دارد) به جایی گیر می‌کند و دو تا از تارهای آن پاره می‌شود. این پلان با کلوزآپی از چهره‌ي وحشت‌زده‌ي دختر نوجوان (راوی) به پایان می‌رسد. فیلم ادامه پیدا می‌کند و به دقیقه‌ي 78، و به جایی می‌رسد که دو نفر از این زنان روسپی که قصد دارند برای قدردانی از جان‌‌فشانی‌های پسربچه‌ی سربازِ زخمی‌ِ در شرف مرگ برای او Pipa بنوازند بی‌خبر و پنهانی از کلیسا خارج می‌شوند تا به روسپی‌خانه بروند و تارهای ساز را با خود بردارند اما در مسیر بازگشت وقتی تارها از دست یکی از دختران به زمین می‌افتد و آن دو برای برداشتن تارها مسیر رفته را بازمی‌گردند، گروهی از سربازان ژاپنی متوجه آن‌ها می‌شوند و در تعقیب و گریزی مرگ‌بار یکی را به ضرب گلوله از پای درمی‌آورند و دیگری را اسیر کرده و پس از این که به شکلی وحشیانه او را مورد تعرض قرار می‌دهند به فجیع‌ترین شکل ممکن به قتل می‌رسانند. مرگ این دو زن و به دنبال آن فداکاری سایر زنان روسپی‌خانه در نجات دختران معصوم ساکن در کلیسا حماسه‌ای خلق می‌کند که برای همیشه در حافظه‌ي تاریخی سینما باقی خواهد ماند... حماسه‌ای که خود آن‌ها در آواز زیبایی که در فیلم می‌خوانند آرزویش را داشتند.
 

دو نما از پاره شدن تارهای ساز پیپا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 17:9  توسط اردوان وزيري  | 

روز هفدهم ماه می امسال ، Kalpana تنها فیلمی که Uday Shankar رقصنده و طراح رقص هندی آن را نوشت، کارگردانی و در آن بازی کرد احتمالا در بخش فیلم‌های کلاسیک (Classics Section) جشنواره‌ي کن به نمایش درخواهد آمد. این فیلم توسط بنیاد سینمای جهان (World Cinema Foundation) مارتین اسکورسیزی بازیابی شده است. آمالا، همسر 94 ساله‌ي شانکار که پانزدهم ماه می به کن پرواز خواهد کرد در این‌باره گفته: " من در سن 12 یا 13 سالگی به کن می‌رفتم". او که در این رویای ثبت شده برروی نوار سلولوئید با همسرش همکاری داشته می‌گوید:"من بسیار هیجان‌زده هستم.این درست مثل یک شادکامی ملکوتی است". او به یاد می‌آورد که فیلم چگونه در استودیویی در چِنای فیلم‌‌برداری شد. آمالا که در سن 94 ساله‌گی هنوز هم سرشار از زندگی است ادامه می‌دهد:"فیلم در سال 1944 آغاز شد و چهار سال بعد یعنی در 1948 به نمایش در آمد". Kalpana در شصت و پنجمین دوره‌ی جشنواره‌ي کن که از شانزدهم ماه می کار خود را آغاز می‌کند در کنار فیلم‌هایی از رومن پولانسکی، آلفرد هیچکاک، سرجئو لئونه و آندری کونچالوفسکی به نمایش در خواهد آمد. در بخش فیلم‌های کلاسیک جشنواره‌ي کن که از سال 2004 کار خود را آغاز کرده نسخه‌ي بازیابی شده‌ي شاهکارهای تاریخ سینما نمایش داده می‌شود و این نسخه‌ي کاملا جدید kalpana که از روی نگاتیوهای قدیمی فیلم که در آرشیو ملی فیلم هندوستان پیدا شده بازیابی و چاپ گردیده است. امسال 5 فیلم از جمله:دار و دسته‌های واسِیپور (قسمت اول و دوم)، Miss Lovely و دست‌فروش‌ها از سینمای هندوستان در جشنواره‌ي کن به نمایش در می‌آید. آلما ادامه می‌‌دهد:"Simkie، که شریک و همکار رقص Uday Shankar افسانه‌ای و در عین حال دوست خوب من بود منبع الهام این فیلم است. اما Kalpana نه درباره‌ی او بود و نه حتی براساس کتابی ساخته شد. Kalpana فیلمی بود که براساس رخدادهایی خاص و دیالوگ‌هایی از زندگی مشترک ما در تخیلات همسرم متولد شد."


نمایی از فیلم Kalpana

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1391ساعت 21:20  توسط اردوان وزيري  | 


به نظر می‌رسد منبع الهام آلفرد هیچکاک در ساخت یکی از مشهورترین تریلرهای کلاسیک این فیلم‌ساز یعنی "پرندگان" یک جلبک دریایی تولیدکننده‌ي ماده سمی بوده است. دانشمندان برای مدت‌ها به این جلبک‌ها مشکوک بودند اما حالا می‌توانند با اطمینان این موضوع را تائید کنند. در هجدهم آگوست سال 1961 یک روزنامه‌ی محلی گزارش داده بود که هزاران مرغ دریایی دیوانه و وحشی در سواحل خلیج مونتری شمالی در کالیفرنیا دیده شده‌اند. این پرندگان که sooty shearwaters نام داشتند ماهی‌هایی را که خورده بودند استفراغ می‌کردند، به سمت اشیاء پرواز می‌کردند و پس از برخورد با آن‌ها در خیابان‌ها می‌مردند. براساس اظهارات Sibel Bargu، یک اقیانوس‌شناس زیستی در دانشگاه ایالتی لوئیزیانا و یکی از محققان شرکت‌کننده در این تحقیقات، هیچکاک که در زمان وقوع این رویداد در همان منطقه زندگی می‌کرد برای کسب اطلاعات بیش‌تر با روزنامه‌ی Santa Cruz Sentinel تماس گرفته بود. این جنون دسته‌جمعی به هیچکاک کمک کرد تا در سال 1963یکی از معروف‌ترین تریلرهای خود- "پرندگان"- را که اقتباسی از داستان کوتاهی نوشته‌ي دافنه‌دو‌موریه بود با الهام از این واقعه بسازد. در فیلم، گروهی از پرندگان به اهالی ناحیه‌ی کوچکی در ساحل کالیفرنیا حمله می‌کنند و تعدادی از آن‌ها را می‌کشند. علت شیوع این بیماری در سال 1961 مشخص نبود و در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. 30 سال بعد و در همان منطقه پلیکان‌های قهوه‌ای مسیر خود را گم می‌کردند و در اثر برخورد با اشیاء کشته می‌شدند. Bargu در اظهار نظری گفته بود: "به نظر می‌رسد پلیکان‌ها در حال حمله به مردم هستند اما درحقیقت آن‌ها به دیوارها برخورد می‌کنند زیرا به شدت گیج و سرگشته هستند ". اما این بار مشخص شد که این پرنده‌ها یک ماده‌ی سمی به اسم اسید دوموئیک که توسط Pseudo-nitzchia (نوعی جلبک) تولید می‌شود را خورده‌اند. اسید دوموئیک در پرندگانی که ماده آلوده به آن را می‌خورند می‌تواند باعث حمله‌ی ناگهانی،سردرگمی ،گیجی،خارش و مرگ شود. اسید دوموئیک بر پستان‌داران نیز اثر می‌گذارد و انسان‌ها هم با خوردن حلزون‌های آلوده به پلانکتون‌های سمی در معرض خطر از دست دادن حافظه‌ی کوتاه مدت قرار دارند. حالا و با انجام این تحقیقات، Bargu و همکارانش  با بررسی محتویات روده‌ی حیوانات ریز دریایی به نام زئوپلانکتون که بین ماه‌های جولای تا آگوست سال 1961 در خلیج مونتری جمع‌آوری شده بود و در حال حاضر در مجموعه‌ای در انستیتو اقیانوس‌شناسی Scripps نگهداری می‌شود به رویدادی که بیش از نیم قرن پیش در این منطقه رخ داده بود برگشته‌اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1390ساعت 16:20  توسط اردوان وزيري  | 

http://khabaronline.ir/detail/193024/culture/cinema


+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1390ساعت 21:38  توسط اردوان وزيري  | 

بی‌اعتنایی جیرانی و برنامه‌ی هفت دیشب 1390/10/16 به مهم‌ترین یا حداقل جنجالی‌ترین خبر مربوط به سینمای ایران نشان داد صدا و سیمای ضرغامی تا چه حد از طرح مسئله در رسانه‌ی ملی وحشت دارد و جالب این که سه روز بعد از انحلال خانه‌ی سینما توسط وزارت ارشاد، جیرانی دو تن از منتقدان متعلق به طیف رادیکال و دست راستی را جلوی دوربین برنامه‌ی هفت نشاند تا در بحثی بسیار بی‌ربط که آشفته‌گی از سر و روی آن می‌بارید به مدح و ثنای ضرغامی در دوران تصدی در وزارت ارشاد بپردازند و به نادر طالب‌زاده فرصت دهد تا ضرغامی را ناجی سینمای ایران معرفی کند. جیرانی نیز سنگ تمام گذاشت و با نمایش چهره‌ی خندان و فاتح ضرغامی در مراسم مختلف مُهر تائیدی بر اظهارات طالب‌زاده زد تا بدین ترتیب موقعیت خود را در صدا و سیما بیش از پیش تثبیت کند. مضحک‌تر از همه‌ی این یقه‌درانی‌های ارباب و رعیتی‌مآب، توضیح ناشیانه‌ی جیرانی در ابتدای برنامه بود که با حالتی درمانده گفت قصد داشته از طیف موافق و مخالف تصمیم وزارت ارشاد دعوت کند تا در مناظره‌ای رو در رو شرکت کنند که متاسفانه امکان عملی شدن این تصمیم فراهم نشده و قصه را به برنامه‌ی هفته‌ي آینده حواله کرد. اما حضور تلفنی و ناگهانی احمدرضا درویش و حرف‌هایی که از سر دلسوزی و عصبانیت و با بغضی "فرونخورده" به زبان آورد جیرانی را در عملی انجام شده قرار داد و او را مجبور کرد تا انتها به حرف‌های درویش گوش کند و جسارت درویش، پای جواد شمقدری را هم به برنامه باز کرد. البته "توجیهات" شمقدری و تلاش او برای تائید حرکت وزارت ارشاد و قانونی جلوه دادن آن و نظر موافق طالب‌زاده و فراستی هم نتوانست زهر سخنان درویش را تعدیل کند. شجاعت درویش در مقابل بزدلی جیرانی و مهمانان برنامه یک بار دیگر اثبات کرد: هنر برتر از گوهر آمد پدید.

+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1390ساعت 15:12  توسط اردوان وزيري  |